اولین ترانه داریوش اقبالی

نبسته پیمان گسستهیی تو
دل غمینم شکستهیی تو
ز بی وفاییت چهها بدیدم
ز عشق رویت چهها کشیدم
مهرت به قلب من نشسته
چشمم به راهت گشته خسته
جوانی من گسسته آخر
دل غمینم شکسته آخر
بهار عشقم سامان نداره
فغان قلبم پایان نداره
اکنون که رفتی قلبم شکستی
روزم سیاهه قلبم پر آهه
درد دل من درمان نداره
بی عشق رویت سامان نداره
جوانی من گسسته
آخر دل غمینم شکسته آخر
+ نوشته شده در ساعت توسط
|