بهروز وثوقی و همایون بهزادی در مجله جوانان امروز


علیرضا راد-با سلام.همانطور که میبینید یکسال از فعالیتمان در این وبلاگ گذشت.فقط میخواستم از تمام عزیزانی که بازدید کننده این وبلاگ بودند تشکر کنم بخصوص کسانی که با ارسال عکس و مطلب و کامنت هایشان باعث هرچه بهتر شدن وبلاگ و دادن انرژی مثبت به ما بودند و هستند
با ارزوی بهترین ها برای تک تک شما هموطنان گرامی
بازدیدکنندگان گرامی میتوانید برای دیدن عکس ها و پوسترها به گالری واقع در سمت راست وبلاگ مراجعه کنید

موسیقی ما- آلبوم غم تنهایی، یادمان فریدون فروغی منتشر میشود. این آلبوم که شامل قطعاتی از زندهیاد فریدون فروغی است با صدای بهرام پاییز و تنظیم امیر جاویدان به بازار خواهد آمد. در این آلبوم قطعاتی مانند قوزک پا، فریادرس، ماهی خسته، غم تنهایی، زندون دل و همیشه غایب بازخوانی شدهاند. قطعه محمد (اقرا) دیگر آهنگ این آلبوم است که بر اساس شعری از محمدعلی شیرازی و آهنگ و تنظیم مسعود میردامادی اجرا شده است. نوازندگان این آلبوم را امیر جاویدان (گیتار و کیبورد) و افسانه افشار فلوت تشکیل میدهند. به گزارش روابط عمومی ایرانگام این آلبوم مراحل پایانی تولید را پشت سر میگذارد و تا پایان شهریورماه وارد بازار خواهد شد.

سالها بود آرزو داشتم به زیارت اماکن متبرکه کشور همسایه مان عراق مشرف شوم .اما تا نوروز امسال این بخت نصیبم نمی شد .بلاخره این بار سعادتی بود گه به پابوس بزرگان دین نائل شدم .
در طی چند روزی که به قصد زیارت رقته بودم ،این افتخار را داشتم که در کربلا و نجف ،مرقد پیشوایان مذهبی مان را زیارت کنم .و مهم تر اینکه به هنگام تحویل سال در جوار مرقد مطهر امام حسین (ع) بودم .نمی دانید که چه صفا و خلسه ای به انسان دست میدهد .اصلا درآن هنگام ،همه مسائل دنیایی به نظر انسان ،هیچ و پوچ می آید .مردم وقتی مرا آنجا می دیدند با تعجب می پرسیدندکه آیا قصد کناره گیری از سینما را دارم ؟جواب من به انها این بود که :« من عاشق کارم هستم و از طرفی سخت پایبند و معتقد به اصول مذهبی و معنوی خود می مانم .کار به جای خود ،عبادت هم بجای خود »
فـــروردین 1357

عزتالله انتظامي كه همزمان با روز ملي سينما به همراه عكاس و خبرنگار سينمايي در خانهاي كه بيش از چهل سال در آن سكونت داشته است،حضور پيدا كرده بود،گفت: خانه كوچكي حدود 100 متر در يوسف آباد داشتم كه آنجا را در سال 49 به مبلغ 37 هزار تومان فروختم و با كمك وام بانكي اين خانه را در قيطريه 315 هزار تومان خريدم كه تا سال 57 قسطهاي آن را پس دادم. خانهاي در 451 و نيم متر مساحت كه در هنگام ورود حياط سرسبز آن جلب توجه ميكند. انتظامي يادآور شد:همزمان با اكران فيلم «گاو» به اين خانه نقل مكان كرديم و ساير فيلمهايي كه بازي كردم صحبتهاي اوليهاش در همين حياط شده است. افرادي چون علي حاتمي، ناصر تقوايي، داريوش مهرجويي و بهمن فرمانآرا به اينجا آمدند و با هم صحبت كرديم...
نامه فریدون فرخزاد به یک روسپی
راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، ...زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این "ایثار" است ! مگر هردو از یک تن نیست؟ بفروش ! تنت را حراج کن من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان، شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین...
فریدون فرخزاد ۱۲/۱۲/۱۳۶۹

توی قاب خیس این پنجره ها عکسی از جمعه غمگین میبینم
چه سیاه به تنش رخت عزا تو چشاش ابرهای سنگین میبینم
داره از ابر سیاه خون میچکه جمعه ها خون جای بارون میچکه
نفسم در نمیاد جمعه ها سر نمیاد کاشکی میبستم چشامو این ازم بر نمیاد
داره از ابر سیاه خون میچکه جمعه ها خون جای بارون میچکه
عمر جمعه به هزار سال میرسه جمعه ها غم دیگه بیداد میکنه
آدم از دست خودش خسته میشه با لبهای بسته فریاد میکنه
داره از ابر سیاه خون میچکه جمعه ها خون جای بارون میچکه
جمعه وقت رفتنه موسم دل کندنه خنجر از پشت میزنه اونکه همراه منه
داره از ابر سیاه خون میچکه جمعه ها خون جای بارون میچکه

مرتضی احمدی، بازیگر و نویسنده، از عملکرد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و لغو مجوز کتاب هایش انتقاد کرد و گفت: "عالیترین جایگاه فرهنگی کشور، یعنی وزارت ارشاد، توسط مدیریتی سلیقهای اداره میشود."مرتضی احمدی، در گفت و گو با خبرگزاری کار ایران (ایلنا) با اشاره به توقف تعدادی از آثارش در وزارت ارشاد، گفت: "نمیدانم چطور ممکن است یک کتاب بعد از بارها اخذ مجوز و انتشار، در چاپ دهم، یکباره غیرقابل چاپ معرفی شود."کتاب "کهنههای همیشه نو" و "فرهنگ بروبچه های ترون" از جمله آثار مرتضی احمدی هستند که به گفته او پس از چندین بار انتشار، اکنون اجازه تجدید چاپ پیدا نمی کنند.
آقای احمدی با انتقاد از "عدم پاسخگویی" برخی مسئولان وزارت ارشاد گفت: "بدترین برخوردهایی که از آنان دیدهام، این است که هرگز خود را به پاسخگویی ملزم نمیدانند. گویا اساسا وظیفهای ندارند که جواب ارباب رجوعها را بدهند....

آغاز فعالیت هنری محمد علی ورشوچی از تئاتر مدرسه (کلاس چهارم) بود. فعالیت حرفهای وی از تئاتر مینا آغاز شد. او با همکاری دوستش نعمتالله گرجی یک گروه تئاتر تاسیس نمود و با این گروه به شهرهای مختلف سفر کرد و به اجرای نمایش پرداخت. بعدها به دعوت احمد رحیمی به تئاتر جامعه باربد رفت و بیست سال در آنجا فعالیت نمود. او بعدها به سینما و تلویزیون نیز راه یافت.بازی نقش آسپیران غیاث آبادی در دائیجان ناپلئون (مجموعه تلویزیونی) یکی از بیاد ماندنیترین نقشهای وی است.آخرین کار ورشوچی احتمالا تئاتر چنگال در چنگال بود. ورشوچی از سال ۸۲ عملاً از صحنه دور بودهاست. او امروزه به عنوان نماینده پیشکسوتهای تئاتر و تلویزیون شناخته میشود.ورشوچی صبح روز سهشنبه نهم فروردین ۱۳۹۰ در یکی از بیمارستانهای تهران درگذشت.روحش شاد و یادش گرامی

مسعود کیمیایی کار گردان برجسته سینما دریادداشتی که در ماهنامه نسل امروز منتشر کرده به اظهار نظر درباره ماجرای قتل پهلوان روح الله داداشی پرداخته است.مهمترین بخشهای یادداشت آقای کیمیایی به شرح زیر است : در ماجرای مرحوم داداشی مشخص است که این پهلوان را ناجوانمردانه کشتند و در واقع این یک مبارزه پایا پای نبود .به هر جهت چنین حسی که یک پهلوان کم سن و سال که اتفاقا در جهان هم صاحب مقام است با چاقو کشته می شود دل هر آدمی را زخمی کند. این ماجرا تحت هر شرایطی غم انگیز است . خبر پهلوان کشی و مرگ داداشی واقعا متاثر کننده بود . به طور کلی پهلوان کشی یکی از بدترین قسمتهای شاهنامه است و جزو درد آورترین بخشهای تاریخ اسطوره ای کشور ماست .خدا کند چنین اتفاقی برای آخرین بار اتفاق افتاده باشد و دیگر تکرار نشود . اما آنچه که همه می دانیم و درباره اش مطمئن هستیم اینجاست که پهلوانان هرگز نمی میرند.

ایسنا:محمدعلي كشاورز همچنان در خانه تحت نظر پزشك است. پرستار اين بازيگر سينما،تئاتر و تلويزيون در درباره آخرين وضعيت اين هنرمند، گفت: حال عمومي ايشان بسيار خوب است اما همچنان بايد حركت نداشته باشند تا پايشان بهبود پيدا كند.وي افزود:دكتر معالج آقاي كشاورز خواسته تا سه هفته ملاقاتها محدود باشد و به خاطر شرايط قلبيشان كمتر صحبت كنند كه تا كنون يك هفته آن سپري شده است. محمد علي كشاورز كه پس از حدود سه هفته ـ 5 شهريور ماه ـ از بيمارستان مرخص شد و به منزل رفت. محمد علي كشاورز از 17 مرداد در بيمارستان بستري شده بود.

گسترش هنر فیلمسازی و افزایش جاذبه آن در ایران، در سالهای چهل و پنجاه بسیاری از آهنگسازان وابسته به سازمان رادیو و تلویزیون و نیز وزارت فرهنگ و هنر را به کار در این زمینه برانگیخت. گام نخست را در این راه "مرتضی حنانه" برداشت.هنرمند دیگری که اگر چه هفت هشت سال پس از حنانه از حوزه موسیقی پیشرو وارد سینما میشد، ولی با نخستین موسیقی فیلم خود نشان داد که میتواند اهل حرفه شود، احمد پژمان است
او از زمان تحصیل با کارهای صحنهای آشنایی یافت و نخستین کار جدی او، اپرایی بود به نام "جشن دهقان" که در سال ۱۳۴۶ در مراسم گشایش تالار رودکی به اجرا درآمد.احمد پژمان در سال ۱۳۱۴ در منطقه لار در استان فارس زاده شد و تحصیلات عمومی خود را در تهران به پایان برد. او همزمان با تحصیل عمومی، به طور خصوصی به فراگیری موسیقی پرداخت. ابتدا به سوی ویولن رفت و نواختن آن را نزد حشمت سنجری آموخت و بعد توفیق پیدا کرده که در هنرستان عالی موسیقی، نزد حسین ناصحی تئوری و مقدمات آهنگسازی را بیاموزد...

فرهاد ۲۹ دی۱۳۲۲در لنگرودگیلان متولد شد. پدرش رضا مهراد، کاردار ایران در کشورهای عربی بود. فرهاد تا ۸ سالگی که به همراه خانواده به تهران بازگشت در عراق زندگی میکرد.برادر بزرگ فرهاد ویولن مینواخت. یکی از دوستان برادرش متوجه علاقهٔ فرهاد به موسیقی میشود و از خانواده فرهاد میخواهد که سازی برای او تهیه کنند. با اصرار برادرش یک ویولنسل برای او تهیه میکنند و تمرینات فرهاد آغاز میشود. ولی عمر تمرینات ویولنسل از ۳ جلسه فراتر نرفت و دست روزگار ساز او را شکست.بعد از ترک تحصیل در کلاس یازدهم با یک گروه نوازندهٔ ارمنی آشنا میشود و با استفاده از سازهای آنان به صورت تجربی نواختن را میآموزد و مدتی بعد به عنوان نوازندهٔ گیتار در همان گروه شروع به فعالیت میکند. فرهاد دو سال نیز به انگلستان رفت و در آنجا با موسیقی پاپ آن سالهای انگلستان آشنا شد.پس از بازگشت به ایران فرهاد اولین اجرای موسیقی خود را در هتل ریمبو در خیابان ایرانشهر تهران اجرا کرد. سپس به اجرای برنامه در رستوران کوچینی ادامه داد و در آنجا به فرهاد بلککَتس مشهور شد. در این دوران در کافههای مختلف تهران به خواندن آوازهایی از گروههای معروف موسیقی آن زمان از جمله بیتلها، الویس پریسلی، و ری چارلز میپرداخت. در همین دوره ترانهٔ «اگه یه جو شانس داشتیم» را برای دوبلهٔ فیلم بانوی زیبای من خواند که در فیلم استفاده شد.
در ۱۳۴۸فرهاد برای ترانهٔ مرد تنها (با آهنگ اسفندیار منفردزاده و شعر شهیار قنبری) در فیلم رضا موتوری (به کارگردانی مسعود کیمیایی) آواز خواند. این ترانه در سال ۱۳۴۹ همزمان با اکران فیلم به شکل صفحهٔ موسیقی منتشر شد. در ۱۳۵۰ ترانهٔ «جمعه» (کار منفردزاده و قنبری) را برای فیلم خداحافظ رفیق (به کارگردانی امیر نادری)، در ۱۳۵۱ترانهٔ «خسته» را برای فیلم زنجیری، و در ۱۳۵۶ترانهٔ «سقف» (کار منفردزاده و ایرج جنتی عطایی) را برای فیلم ماهیها در خاک میمیرند خواند.
در همین سالها(اوایل دههٔ ۱۳۵۰) فرهاد با دختری به نام مونیکا آشنا شد و با او ازدواج کرد اما سرانجام این ازدواج جدایی بود. بعدها یعنی در اواخر همین دهه فرهاد با پوران گلفام ازدواج کرد و تا پایان عمر با او زندگی کرد.پس از انتشار آلبوم «برف»، فرهاد درصدد تهیه آلبومی با نام «آمین» بود که ترانههایی از کشورها و زبانهای مختلف را در بر میگرفت. اما از مهرماه ۱۳۷۹بیماری او جدی شد. فرهاد به بیماری هپاتیت سی مبتلا بود و در نتیجهٔ عوارض کبدی ناشی از آن در خرداد۱۳۸۱برای درمان به لیل در فرانسه رفت و در ۹ شهریور همان سال پس از مدتی اغما در بیمارستان، در سن ۵۹ سالگی درگذشت و در ۱۳ شهریور در گورستان تیه در پاریس دفن شد.روحش شاد و یادش گرامی